1485

ایـن بـوسـه

یـعـنـی بـخـواب تـمـام زمستـان را

آغـوشـم ...

پُـر از بـوی بـهـار اسـت !

1484

بـیـهـوده می دونـد خـیـابـان هـا

بـی او

دلـم بـه هـیـچ قـراری ...

نمی رسـد !

1483

نـور بـه قـبـرم بـبـارد

کـه ...

عـاشـق تـو ام !

1482

شـب هـایـی کـه بـه خـوابـم مـی آیـی

مـاه کـامـل اسـت

بـاقـی شـب هـا هـلال ...

نـظـم جـهـان را بـه هـم زده ای دخـتـر !

1481

می گـویـم هـیـچـی

هیـچـی مثـل هـمیـشـه یـعـنـی بـاز بـپـرس

یـعـنـی نـزدیـک تـر شـو ...

یـعـنـی مهـربـان تـر بـاش !

1480

بـاران کـه می بـارد

چـتـر هـا

مـرز بـیـن زمـیـن و آسمـان می شـونـد

حـالا تـو رفـتـه ای و ...

آسمـان در چـشم هـای مـن

مـرزی نمی شنـاسـد !

1479

مـویـت بـلنـد

و ...

رویـت مـاه

خـدا تـو را یـلـدا آفـریـده !

1478

شنـیـده ام

مـوی بـلنـد زنـان عـاشق را زیبـاتـر می کنـد

بـرای همیـن اسـت

کـه مـوهـایـم را کـوتـاه کـرده ام ...

ایـن وصلـه هـا

بـه آغـوش تنهـای مـن نمی چـسبـد !

1477

کـمـی بـرایـت شعـر بـریـزم ؟

واژه هـایـم تـازه دم انـد !

1476

لای دنـدانـم گیـر کـرده

دوستـت دارم هـایـی ...

کـه هیـچ وقـت نـگفتـه ام !

1475

عـاشـق از اسـارت

لـذت می بـرد

هـم مـن

هـم ایـن

هـزار پـرنـده ی گـرفتـار ...

در سینـه ات !

1474

سنـگ بـه دسـت

پـسـر بـچـه هـای چشمـانـت ...

بـر هیـچ عـابـری رحـم نمی کننـد !

1473

تـنهـا کـه بـاشی

دلـت حـتـی از دیـدن یـک جـفـت ...

کـفـش هـم می لـرزد !

1472

سـرمـه نـکـش

خـط نـکـش

پـنجـره چـشمـت ...

بـی پـرده زیـبـاسـت !

1471

بـعـد از

اینجـا هیـچ چـیـز

شبیـه هیـچ وقـت نـیست ...

حـتـی شبیـه قبـل از تـو !