1485
یـعـنـی بـخـواب تـمـام زمستـان را
آغـوشـم ...
پُـر از بـوی بـهـار اسـت !
یـعـنـی بـخـواب تـمـام زمستـان را
آغـوشـم ...
پُـر از بـوی بـهـار اسـت !
بـی او
دلـم بـه هـیـچ قـراری ...
نمی رسـد !
مـاه کـامـل اسـت
بـاقـی شـب هـا هـلال ...
نـظـم جـهـان را بـه هـم زده ای دخـتـر !
هیـچـی مثـل هـمیـشـه یـعـنـی بـاز بـپـرس
یـعـنـی نـزدیـک تـر شـو ...
یـعـنـی مهـربـان تـر بـاش !
چـتـر هـا
مـرز بـیـن زمـیـن و آسمـان می شـونـد
حـالا تـو رفـتـه ای و ...
آسمـان در چـشم هـای مـن
مـرزی نمی شنـاسـد !
مـوی بـلنـد زنـان عـاشق را زیبـاتـر می کنـد
بـرای همیـن اسـت
کـه مـوهـایـم را کـوتـاه کـرده ام ...
ایـن وصلـه هـا
بـه آغـوش تنهـای مـن نمی چـسبـد !
دوستـت دارم هـایـی ...
کـه هیـچ وقـت نـگفتـه ام !
لـذت می بـرد
هـم مـن
هـم ایـن
هـزار پـرنـده ی گـرفتـار ...
در سینـه ات !