1270

زنـدگی مـن را

کسی تـه قـلبـش ...

پنهـان کـرده اسـت !

1269

اولیـن بـرگ کـه از شاخـه بـیفتـد

بـرای آخـریـن بـار بـه تـو فکـر می کنـم

پـاییـز رسم خـوبـی دارد ...

هـر چـه خشک شـود

دور می ریـزد !

1268

گـرفـتـن جـان درخـتـان

آخـر ایـن هـم شـد ...

مـهـر !

1267

تنهـا وجـه اشتـراک مـا

سـادگـی بـود

مـن سـاده دل بستـم ...

و تـو سـاده

چـشم بـستـی !

1266

فـکـر کـن

بـه مـاجـرای مـردی

کـه تمـام ساعـت هـای دنـیـا را دزدیـد

تـا مـعشوقـه اش ...

پـیـر نشـود !

1265

خستـه ام

مثـل لاک پـشت پیـری

کـه یـک خیـابـان را ...

اشتبـاهـی رفـتـه !

1264

مگـر قـرار نبـود

آدم بـه آدم بـرسـد

کـوه بـه کـوه

نـه ...

اینجـا کـوه هـا در آغـوش هـم خـوابیـده انـد

چـرا بـه تـو نمی رسم ؟!

1263

کنـارم بمـان

دیگـر تـجسّـم خـوشبختـی ...

خـوشبختـم نمی کنـد !

1262

خیـالـت

مثـل چُـرت صبـحگـاهـیسـت

همـش بـا خـود می گـویـم ...

فـقـط پـنـج دقـیقـه دیگـر !

1261

یـک آسمـان بـا دو مـاه نـمیشـد

تـو بـایـد ...

بـه زمیـن می آمـدی !

1260

مـرگـم می تـوانـد اینگونـه بـاشـد

یـک روز

هـر چـه تـکـانـم بـدهنـد

هـر چـه صـدایـم کننـد

بـیـدار نـشـوم ...

کـافـی سـت شبـش

بـه خـوابـم آمـده بـاشی

دیگـر رهـایـت نخـواهـم کـرد !

1259

پـاییـز را دوسـت نـدارم

بـوی رفـتـن می دهـد

یـادت هست ؟

همیـن پـاییـز بـود ...

کـه تـو را با خـودش بـرد !

1258

دلتنگ کـه شـدی

بـرای دو نفـر چـای بـریـز

سهـم خـودت را بنـوش

و بگـذار سهـم مـن ...

بـه عـادت همیشگی اش

از دهـن بیفتـد !

1257

مـاه گـل سـرت

خـورشیـد سینـه ریـزت

دو ستـاره گـوشـواره هـایـت ...

عـاشقـم و از جـیـب خـلیفـه می بـخشم !

1256

تـو مثـل انـگشتـرت می مـانـی

هـمیشـه بـعـد رفـتـن ...

جـا می مـانـی !

1255

لال از دنیـا رفـتـه اسـت

آن کـس کـه نـگـفـت ...

دوستـت دارم !

1254

مـوهـایـم را بـه بـاد دادم

زمیـن بـاردار شـد

گـل رویـیـد ...

و در ذهـن طبیعـت پـیچیـد

هـر زن

یـک پیـامبـر اسـت !

1253

وقـتـی دلـم دوبـاره تـو را طـلـب می کنـد

یـعنـی

هـرگـز درس عبـرت نمی گیـرد

پـس دوبـاره بـیـا ...

آتـش بـزن

دوبـاره بـرو !

1252

دیـشـب خـودکشی کـردم

کنـج اتـاق

زانـویـم بـه جـای تـو در بـغـل

و بـا یـادت خـودم را ...

خـفـه کـردم !

1251

مـن از دور عـاشـق اش شـدم

او از نـزدیـک ...

دور کـه شدیـم

مـن متـنـفـر شـدم

او عـاشق تـر !

1250

تـورّم

خـوبـی هـای روز افـزون تـوسـت

و مـن هـر روز ...

نـدارتـر از آنـم کـه بهـایـش را بـپـردازم !

1249

تـا نـام تـو را می بـرم

تمـام شهـر ...

بـه در و دیـوار می خـورنـد !

1248

زوج خـوشبـخـتـی هـستیـم

مـن و ...

یـاد تـو !

1247

دلـتـنـگـم از ایـن قـاب هـای مـضـحـک بـی روح

لـبخنـد هـای خـشـک

احـوال پـرسی هـای معمـولـی ...

چـشمـان مـن

تـصـویـری از جـنـس تـو می خـواهـد !

1246

خـشکـم می زنـد

وقـتـی بـرق چشمـانـت ...

بـر تـنـم می افـتـد !

1245

شمـا را دوسـت نـدارم

بـگـو تـو ...

تـا آشـتـی کـنیـم !

1244

مـرا بـبـوس

بـوسـه هـایـت طـعـم ...

خـوشبختـی می دهـد !

1243

کـم آورده انـد پـاهـایـم

کـاش یـا تـو بـرگـردی ...

یـا خیـابـان هـا تمـام شـونـد !

1242

هـمیشـه اون کسی تـوی دلـت سـونـامـی بـه پـا میـکنـه

کـه هـمیشـه می گـفـت ...

نـمیـذارم آب تـوی دلـت تـکـون بـخـوره !

1241

قـبـل رفـتـن بـه جهنـم

حتمـا ایـن دیـالـوگ را خـواهـم گـفـت ...

خـدایـا بـبخـش کـه نـاامیـدت کـردم !