990

رفـتـی بـی آنکـه بـگویـی

بـا هـزاران کـودک

کـه شـوق پـدر نـامیـدنـت را ...

در رحـم مـادران مُـرده گـریـه می کننـد

چـه کنـم ؟!

989

بـا مـن از رویـاهـات بگـو

حـتـی وقـتـی کـه دیگـر در آن هـا ...

جـایـی نـدارم !

988

چـشم هـای تـو

چنـدم تقـویـم اسـت

کـه تمـام فـصـل هـا ...

از آن هـا شـروع می شـونـد !

987

تـو نبـایـد دعـای مـن بـاشی

بـلکـه بـایـد ...

خـدای مـن بـاشی !

986

دزد

همـان درد است ...

بـا نقطـه ای بـرای انـگشت نمـا شـدن !

985

ایـن روز هـا

سکسکـه ی نبـودنـت را گـرفـتـه ام ...

بـرگـرد و آبـی بـه دستـم بـده !

984

می دانـی

چشـم هـای تـو جهـان مـن اسـت

امـا ...

چشـم هـایـت را کـه بـستی

جهـانـم در اشـک هـایـم

غـرق شـد !

983

کمـی هـا کـن

می خـواهـم ...

هـوایـت را داشتـه بـاشـم !

982

می گـویـی

حـس غـریـب تـوی شعـرهـایـم را دوسـت داری ...

همیشـه خـودخـواه بـوده ای !

981

بـاران شـده ای

یـک لحظـه می بـاری ...

یـک هفتـه بیمـارم !

980

همـه چیـز از رنـگ و رو رفـتـه

مـو هـای پـدر

عکس هـا

تـخـم مـرغ هـا ...

حـتـی تنهـایی هـم مثـل سابـق مـزه نمی دهـد !

979

بـرای خـواستن تـو

چـه بهـانـه ای قـشنگ تـر از ایـن ...

کـه دوستـم داری !

978

آمـدی

آمـدم

بـه هـم رسیـدیـم

و چـه سـاده از هـم گـذشتیـم ...

مـا قطـار هـایی بـودیـم

کـه ریـل هـا بـرای مـان تـصمیـم گـرفتنـد !

977

سایـه ی تنهـایی رفـتـن ات

آنـقـدر سیـاه است ...

کـه خـودم را نمی بینـم !

976

خـودم می روم

دلـم می مـانـد ...

خـداحـافظی هـمیشـه سهمگیـن بـود !

975

مـن هنـوز گـاهی

یـواشکی خـواب تـو را می بینـم

یـواشکی نگـاهـت می کنـم

صـدایـت می کنـم

بیـن خـوردمـان بـاشـد ...

امـا مـن هنـوز تـو را

یـواشکی دوسـت دارم !

974

نیـا

حـالـم خستـه تـر از آن اسـت ...

کـه در را بـاز کنـد !

973

هیچکس بـعـد هیچکس نمـرده

ولـی خیلیـا بعـد خیلیـا ...

دیگـه زنـدگی نکـردن !

972

مـن نـه شاعـرم

کـه بـا قـافیـه تـوصیفـت کنـم

و نـه عکـاس

کـه اوج زیبـایـیـت را ثـبـت کنـم ...

مـن فـقـط دلـتنگـم !

971

کفـش هـایـم را قـایـم کـرد

نـمیـدانـست

خیـابـان بـا پـابـرهنـه هـا ...

بـیشتـر راه می آیـد !

970

ایـن قـرص هـای رنـگی

آرامـم نمی کننـد ...

حـتـی آن هـایـی کـه رنـگ چشمـان تـوسـت !

969

تـو چیـزی نـگفتـه ای

مـن از حـال کـلاغـی کـه می رفـت

فـهمیـده بـودم ...

قـصـه بـه آخـر رسیـده اسـت !

968

شهـریـور آمـد

قـلـب مـن امـا ...

هنـوز تیـر نبـودنـت را می کشـد !

967

روزی هـزار بـار

بـایـد بـرای دوستـانـم تـوضیـح بـدهـم

کـه در دنیـای بیـرون از ایـن نـوشتـه هـا

پـای هیـچ عـشقـی وسـط نـیست

بـاور کـه نمی کننـد ...

جـان تـو را قـسم می خـورم !

966

بـی شـرف

یـک روز بـا همیـن دسـت هـای خـودم ...

در آغـوشـت می کشـم !

965

مـو هـایـم بی قـرار تـو انـد

دستـه دستـه خـودکشی می کننـد

می ریـزنـد

دستـان تـو را می خـواهنـد ...

اگـر بـرنـگـردی

خـودم بـا قـیـچـی

همـه شـان را سـر می بـرم !

964

تـو تـاوان

کـدام خـربـزه ی نخـورده ای

کـه ایـن چنیـن ...

می لـرزانـی تـنـم را !

963

دوستـت دارم

نـه لیـلی وار

نـه چـون شیـریـن

نـه چـون عـذرا ...

دوستـت دارم

چـون پیـامبـری خـدایـش را !

962

رفـتـه ای

و تنهـا خـاطـره ای کـه بـه جـا مـانـده

دسـت هـای مـن هستنـد ...

نمی تـوانـم دور بـریـزمشـان !

961

هـر کجـا تـو بـاشی

غـربـت معنـایی نـدارد

وقـتـی آغـوش تـو ...

سـرزمیـن مـن اسـت !

960

جهـان را

بـدون نـاخن هـای لاک زده

بـدون کـفش هـای پـاشنـه بـلنـد

بـدون النگـو

و بـدون گـل سـر تصـور کـن ...

خـدا دختـر را آفـریـد

دختـر جهـان را بـرای خـدا

زیـبـا کـرد !

959

تـو حـرف بـزن

تـا مـن بـا حـرف هـایـت ...

شعـر بسـازم !

958

حـواست را جمـع نـکـن

تـقسیـم کـن ...

شـایـد سهمـی هـم

بـه مـن بـرسـد !

957

بـعضی گـره هـا کـورنـد

هـرگـز بـاز نمی شونـد

مثـل گـره ای ...

کـه در اولیـن نگـاه بیـن چشمـانمـان

اتفـاق افتـاد !

956

مـانـده ام

تـو را بـه دسـت کـه بسپـارم ؟

سـال هـاسـت ...

مـرا بـه دسـت خـدا سپـرده انـد !

955

مـا را در یـک شنـاسنـامـه

دفـن می کننـد ...

مـن در شنـاسنـامـه ی تـو

خـوانـده می شـوم !

954

می خـواهـم در خیـابـان هـا بـچـرخـم

سیگـار گـدایـی کنـم

و هـر کـه پـرسیـد ...

چـرا ؟

بـه قـلبـم اشـاره کـنـم !

953

فیـزیـک می گـویـد

دنیـا دائمـا در حـال انبساط اسـت

و مـا هـر روز ...

بیشتـر از هـم دور می شـویـم !

952

مـن هنـوز نـدیـدم

کـسی رفتـن را بـلـد بـاشـد ...

و بمـانـد !

951

در صـدا کـردن نـام تـو

یـک کجـایـی ؟

پنهـان اسـت ...

یـک کـاش می بـودی

یـک کـاش بـاشی

یـک کـاش نمی رفـتـی !