760
روزی درخـت هـای شـادابی بـوده انـد
مثـل مـا ...
کـه روزگـاری می خنـدیـدیـم
قبـل از اینکـه عـشق روشنمـان کنـد !
روزی درخـت هـای شـادابی بـوده انـد
مثـل مـا ...
کـه روزگـاری می خنـدیـدیـم
قبـل از اینکـه عـشق روشنمـان کنـد !
کـه مـرا اینگـونـه آواره کـرد
خـواستمت
هـست شـدی و حـالا ...
نـیسـت !
و همیشـه هـم کـور بـاقی می مـاننـد ...
علی الـخصـوص اگـر زن بـاشنـد !
تـا اینکـه فـهمیـدم ...
سکـوتـت تنهـا بـرای آرامـش خـودت بـود
امـا هـرگـز نـفهمیـدی مـرا نـابـود می کنـد !
دستـت را دراز می کـردی
حـالا نـه تـو رفـتـه بـودی ...
نـه مـن تنهـا مـانـده بـودم !
کـام مـن سـال هـاسـت ...
مهمـان تـلخـی زنـدگی سـت !
بـا بـوسـه بـدرقـه ام می کنـی
هـر روز ...
روز بـوسـه اسـت !
خـاکستـری مـوهـایـم را بـه هـم بـریـز ...
جـاودانـگی نـوبـت تـوست !
دیـوانـه ام
بیمـارم
عـاشقـم
آنهـا چـه می داننـد ...
کـه عـاشق دیـوانـه ایـست بیمـار
ولـی حـالش خـوب اسـت !
وقـتـی دور از چـشم تـو ...
بـه سـایـه ات دسـت می کشـم !
بـرای لحظـه هـایی کـه از دستمـان رفـت و ...
هـم را نـبـوسیـدیـم !
دوسـت دارم
چـون فـرصتی سـت ....
بـرای مـرور دوبـاره ی تـو !
روز خـلقـت تـو
کـه هیـچ نـقص نـدارد ...
تـراش قـامـت تـو !
خـدا از دور خنـدیـد
و شیطـان از دور تـر ...
انگـار دو دنیـا را دسـت مـا سپـردنـد !
هـر صبـح طلـوع نکنـد ...
زمیـن را سیـاهی فـرا خـواهـد گـرفـت !
تـا همـه بـداننـد ...
کـه چقـدر مـاه ی !
شکی نـیست ...
تـعجبـم از زنـده مـانـدن مـن اسـت !
شایـد الـک شـود دردهـایـم
و از تمـام مـن ...
تنهـا دلی بمـانـد
کـه الکی خـوش اسـت !
نـه نمی خـواهـم کـه مـن و تـو مـا بشویـم
تـو خـودت بمـان ...
مـن ، تـو خـواهـم شـد !
تـو قسمت مـن نـه
مـال دیگـران بـودی ...
قـربـان دلـم
کـه مـال مـردم خـور نـیست !
تـلـخ تـریـن خـاطـره ام شـد ...
در نـبـودنـت !
سـخـت می بنـدم بـه تـخـتـم ...
تـا دسـت هـایـم مـعـتـاد آغـوشی نـبـاشـد !
تـو را دوسـت نـدارم
حتی همیـن حـالا کـه پیـراهـن تـو را ...
بـه تـن کـردم !
عـشق خـدا بـه همـه یکسـان اسـت
ولی مـن می گـویـم ...
مـرا بیشتـر از همـه دوسـت دارد
وگـرنـه بـه همـه یکی مثـل تـو می داد !
کـودکـی کـه یـواشکی دفتـر خـاطـراتـم را خـوانـده بـود !
ولی امیـدوار بـودیـم ...
تـاریـخ از بـه هـم رسیـدنمـان حـرفـی بـزنـد !
وقـتـی کـه سـاکـت می شـوم ...
لابـد همـه ی درد دل هـایـم را بـرده ام پـیش خـدا ؟!
تـا هـر ثـانیـه یـادم نـیفتـد ...
کـه نـیستـی !