1110
تـنـهـا دروازه ایـست
کـه بـرای فـتـحـش ...
بـایـد اول تـسلیـم شـد !
تـنـهـا دروازه ایـست
کـه بـرای فـتـحـش ...
بـایـد اول تـسلیـم شـد !
گـیـاه نـام داشتنـد
خـدا دخـتـر هـا را آفـریـد ...
هـر گـلـی نـامـی یـافـت !
وصـیـت می کنـم
روی سنـگ قـبـرم بـنـویسنـد ...
چـقـدر گـفتـم مـن بـی تـو مـیمیـرم !
قـاتـل بـه صحنـه قـتـل بـاز می گـردد
انـگـار قـاتـل کـار کشتـه ای هستـی ...
کـه هـنـوز نـیـامـده ای !
عـمیـق تـر نـفـس می کـشم
بـه ایـن امیـد کـه عطـر تـنـت را ...
میـان قـطـره هـایـش جـا گـذاشتـه بـاشی !
در زنـدگی خصـوصیـم بـا تـو
دیـکتـه داریـم ...
مـرا از نـوشتـن قـسطنـطنیـه نـتـرسـان
مـن تـمـام قـوس هـای تـن تـو را بـلـدم !
در کـافـه هـا و خـیـابـان هـا فـرامـوش کـرده بـودیـم
و حـالا زمـان دارد ...
از مـا انـتـقـام می گیـرد !
همیـن ...
اگـر کمـی مـدارا می کـردی
کـار بـه دل بـریـدن نمی کشیـد !
یـخ سـرد می کنـد
تـو هـر دو را داری ...
وقـتـی نگـاه می کنـی و
لـبخنـد می زنـی !
رقـبـایـم شـده انـد
تـصـویـر زنـی کـه روزی ...
دوستـش داشتـی !
خـانـه مـردی کـه ...
نمی جنگـد بـرای زنـی کـه دوستـش دارد !
همـان کـسی کـه
آرزویـش بـود ...
سـایـه ام روی سـرش بـاشـد !
امـا نـه آن زمـان ...
کـه کـودکـی از راه شستـن قـبـر
نـان می خـورد !
نمی دانـم بـوسـه تـو مـرا هـزار سـالـه کـرد
یـا زمیـن هـزار بـار بیشتـر ...
بـه دور خـورشیـد گـشتـه اسـت !
بـرای تـوصیـف رفـتـنـت ...
دارم بـه رفـتـار پـر شکـوهـی
شبیـه مـرگ فـکـر می کنـم !
و از پـشت تمـام بـلنـدگـوهـا
طـوری کـه همـه بشنـونـد ...
از قـول تـو سکـوت کنـم !
و بـاور کـن
تمـام دست انـدازهـا ...
نـبـض مننـد زیـر پـای تـو !
چیـزی مثـل بـادبـادک رهـا شـده از نـخ بـود
آنـقـدر بـالا رفـت ...
تـا گـم شـد !
مـن پـیـر شـده بـاشـم
و تـو در خیـالـم
درسـت مثـل روزی کـه تـرکـم کـردی
زیـبـا و جـوان ...
همیـن شـده کـه هیـچ کـس بـاور نمی کنـد
مـعشوق مـن بـوده بـاشی !
هـر کسی چـیـزی در دیـگـری جـا می گـذارد ...
و جهـان متـلاطـم می شـود !
مـرا عـاشـق خـوانـدنـد ...
رفـتـی
حـالا مـرا دیـوانـه خـطـاب می کنـنـد !
فـردی نـیست کـه بـه او تـکیـه نـکنیـم
بـلکـه فـردی اسـت ...
کـه مـا را از تـکیـه کـردن بـه دیـگـران
بـی نـیـاز می سـازد !
غـیـر از آن دل ...
کـه مـفـت بـخشیـدم !
شـایـد کسی تـو را بـیشتـر از مـن ...
دعـا کـرده بـود !
مـن ثـابـت می کنـم ...
انـسان جـانـوری پـرنـده اسـت !
پـاییـن آمـدم ...
عـطـرت یـک جـا بـنـد نمی شـود !